تبليغاتX
ارتفاعات بانه

مراسم تشییع جنازه دکتر ابراهیم یونسی

هوای سرد زمستانی و بارش برف هم تاثیری در مراسم نداشت و هزاران نفر در این مراسم شرکت داشتند در کل به نظر من مراسم در خور شانی بود.

صف طولانی مردم

گورستان سلیمان بگ فکر کنم امروز شلوغ ترین روز رو به خود دید

خدا بیامرزدش...

کوه آربابا هم نظاره گر

...


برچسب‌ها: دکتر ابراهیم یونسی, بانه
نوشته شده توسط نوید محمدی  جمعه 1390/11/21      

بازگشت پیکر زنده یاد دکتر ابراهیم یونسی به کردستان

دکتر ابراهیم یونسی (۱۳۰۵ در بانه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ در تهران) از نویسندگان و مترجمان ایرانی است.

زندگی

وی نخستین استاندار کردستان ایران، پس از انقلاب ۵۷ و در دولت مهدی بازرگان بود. ابراهیم یونسی (زاده شهر بانه) که از افسران بازمانده شبکه نظامی حزب توده ایران در سالهای پیش از کودتای ۲۸ مرداد است و پس از کودتا نیز سالها در زندان کودتا ماند، پس از کودتا محکوم به اعدام شده بود و تنها بدلیل آنکه یک پای خود را در ارتش از دست داده بود یک درجه تخفیف گرفت و به حبس ابد محکوم شد. وی ۸۰ کتاب از زبان انگلیسی و یک کتاب از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه کرده‌است.

ابراهیم یونسی از سال ۱۳۸۸، به بیماری آلزایمر مبتلا شد. او در این خصوص می‌گوید:

((من پولی برای درمان بیماری خود در خارج از کشور ندارم. من فقط یک حقوق کارمندی می‌گیرم.))

نوشته‌ها

  1. هنر داستان نویسی - (۱۳۴۱)
  2. دلداده‌ها
  3. رویا به رویا
  4. ز
  5. مادرم دوبار گریست - (رمان)
  6. کج‌کلاه و کولی - (رمان)
  7. گورستان غریبان - (رمان) (۱۳۵۸)
  8. زمستان بی‌بهار
  9. شکفتن باغ - (رمان)
  10. دادا شیرین - (رمان)
  11. اندوه شب بی پایان
  12. دعا برای آرمن
  13. خوش آمدی - (رمان)

ترجمه‌ها

  1. آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز (۱۳۳۶)
  2. ادبیات آفریقا
  3. تاریخ ادبیات یونان - رز هربرت جنینگز
  4. تکیه‌گاه - درایز تودور
  5. قیام شیخ سعید پیران - اولسن رابرت
  6. کردها و کردستان - درک کینان
  7. تاریخ معاصر کرد
  8. جنبش ملی کرد - کریس کوچرا کرد شناس فرانسوی
  9. هنر نمایشنامه نویسی
  10. طوفان - ویلیام شکسپیر
  11. جنبه‌های رمان
  12. اگر بیل استریت زبان داشت
  13. کردها ترکها عربها - سیسل جی ادموندز
  14. یک جفت چشم آبی - توماس هاردی
  15. به دور از مردم شوریده - تامس هاردی

 منبع : ویکی پدیا

مراسم استقبال از پیکر مرحوم جاده سقز-دیواندره

همسر و فرزند مرحوم دکتر ابراهیم یونسی

 ...

در ضمن من خودم انتظار این همه جمعیت رو نداشتم ولی همون طور که پسر زنده یاد یونسی گفتن من هم برام عجیب بود و به جز خود بانه از شهرهای اطراف بیجار - سنندج - دیواندره - سقز و ...  استقبال خوبی شد.امید که راه این عزیزان پر ره رو باشه و خداوند منان آن ها رو بیامرزه


برچسب‌ها: دکتر ابراهیم یونسی, بانه
نوشته شده توسط نوید محمدی  جمعه 1390/11/21      

هفته زمستانی در ارتفاعات آربابا 2

 فک کنم شب سوم بود که چادر رو روی قله زدیم و برف تو هوای مه آلود به همراه باد شدید شروع به باریدن کرد.شام رو خورده بودیم که ناگهان صدای رعد و برق ما رو شکه کرد.چون انتظار نداشتیم و خودمون رو براش آماده نکرده بودیم و همین که داشتیم بهش فک میکردیم یهو نور نارنجی و قرمز رنگ برق و صدای نازنین و دلخراش رعد که فکر کنم به نزدیک ترین جای ممکن به چادر ما اصابت کرد مارو گوش به زنگ کرد و همین شد که خشم شب واقعی رو به مرحله اجرا در آوردیم و در عرض ۱۰ دقیقه لوازم ضروری رو جمع و به ارتفاعات پایین سرازیر شدیم البته چادر و وسایل غیر ضروری همون جا رو قله موند تا روز بعد.و چون رعد و برق ادامه پیدا کرد ناگزیر شب رو در جانپناه به روز رساندیم.

اکثر تمرینات از صعود شیب های تند و برف گیر تشکیل شده بود و پیاده روی سریع و دویدن در سطوح صاف.البته چون اون چند روز برف زیادی بارید خوشبختانه تونستیم که رو برفکوبی سنگین هم کار بکنیم و ساعت ها  در مکان های غیر پاکوب به این نوع تمرین مشغول بودیم.در کل من از برنامه راضی بودم و تونستم بهره کافی رو به دست بیارم و به نظر خودم مهم ترین تمرین از لحاظ روحی و روانی زندگی تو چادر بود که ما تونستیم 7 روز رو راحت سپری کنیم هر چند به 30  - 40  روز یا ... صعود های هیئتی هیمالیا و کوه های بلند نمیرسه ولی خب میشد همون نتیجه رو ازش گرفت.تازه مکان هایی مثل هیمالیا و غیره رو به دلیل جذابیت خاص و دیدن تصاویر و فضاهای فوق العاده آدم براش خسته کننده نمیشه ولی ما این کوه رو که در نزدیکی شهرمونه  بارها اومدیم و رفتیم این هم خودش شرایط رو عوض میکرد.و اگر هم خیلی عاشقانه به قضیه نگاه کرد آدم هیچ موقع از بودن در فضا و حال و هوای کوهستان خسته نمیشه و فرق خاصی نداره که کجای این کره خاکی آدم دلش بخواد کوه بره مگر اینکه از لحاظ ارتفاع و این قضیه هم دست ما نیست.

شب آخر رو هم با اومدن دوستان یه جشن حسابی گرفتیمو تو پناهگاه که بیشتر به جانپناه شبیه شب رو به صبح  رسوندیم البته باید خدا رو شکر کرد که کسی اون شب نیومد اونجا چون کاملا جانپناه تحت سلطه ما بود و دوستان هم که زیاد به هوای سرد عادت نداشتن ناچار همه در و پنجره هارو با لباسها و وسایل دیگه کیپ کیپ کردیم تا نکنه یه وقت باد از جایی رسوخ کنه و دوستای عزیزمون سرما بخورن.به هر حال همه چی به خوبی خوشی تموم شد و ما هم که اون چند روز خسته بودیم صبح رو دیر تر بیدار شدیم و راهی شهر شدیم و محمد که از بوکان اومده بود بعد از صرف نهار راهی بوکان شد.

 

ارتفاعات جنوبی پشت آربابا

بروی قله آربابا ، چادرمون بعد از بارش شدید برف

 

 


برچسب‌ها: کوهنوردی, آربابا, بانه, پاژین
ادامه!!!
نوشته شده توسط نوید محمدی  پنجشنبه 1390/10/29      
 
Baneh-mountains.blogfa.com کپی برداری از وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است

POWERED BY N.M ©2010